یادداشت دو عضو هیات علمی دانشگاه مازندران با عنوان" موحد و عشق به ایران" - دانشگاه مازندران
یادداشت دو عضو هیات علمی دانشگاه مازندران با عنوان" موحد و عشق به ایران"
- 06 May 2026
- کد خبر: 5330678
- 247
به بهانه درگذشت فرزند شايسته بابلسر پهلوان عبدالله موحد:
یادداشت دو عضو هیات علمی دانشگاه مازندران با عنوان" موحد و عشق به ایران"
به گزارش روابط عمومی دانشگاه مازندران، دكتر امامعلی شعبانی و دکتر حیدر جانعلیزاده از اعضای هیات علمی دانشگاه مازندران ، در یادداشتی با عنوان" موحد و عشق به ایران" که به بهانه درگذشت فرزند شايسته بابلسر پهلوان عبدالله موحد نگارشته شد.
متن کامل این یادداشت را در زیر مشاهده میکنید:
بسمه تعالي
پهلوان موحد گرچه بیش از چهار دهه به همراه همسر، دو فرزند و نوادگانش[1] و به طور ناخواسته در آمریکا زندگی کرد؛ لیکن همواره دلش برای ایران میتپید.[2] او هر چند سال یکبار برای دیدار با اقوام و پیشکسوتان گوششکسته راهی ایران میشد و دیداری تازه میکرد. وی عشق و علاقه قلبی خود را به سرزمین مادریاش و با ذکر این عبارت معروف که«من به ایران همیشه عشق ورزیدهام و ایران عزیز، تنها وطن من بوده است»، بارها اثبات کرده است.
فرزند شایسته بابلسر حتی پیشنهاد وسوسهکننده آمریکائیها را برای مربیگری تیم ملی این کشور رد کرد و با عشق به کشورش عوض نکرد. فلسفه این پاسخ منفی –گرچه توام با گلایههایی است- برای هر ایرانی وطندوستی بسیار آموزنده است:« وقتی آمریکاییها به من پیشنهاد مربیگیری تیم ملی کشتی آمریکا را دادند، پیش خودم گفتم چرا باید به عدهای کشتی یاد بدهم که بروند مقابل هموطنانم این فنون را به کار گیرند و آنها را شکست دهند، بر زمین بزنند و روی سینه آنان بنشینند. پول بسیار خوبی به من میدادند؛ اما حاضر نشدم کمک کنم. بابی داگلاس که روزی حریفم بود، یک شب به خانه من آمد[3] و به من گفت دو برابر بیشتر از صحبتی که داشتیم، به تو میدهیم.[4] اما باز من قبول نکردم. وقتی سرسختی من را مشاهده کرد رو به من کرد و گفت what do you want به این معنا که چه میخواهی؟ و من در جواب به او گفتم تو حرف من را نمیفهمی!»(مصاحبه با عبدالله موحد اسطوره کشتی آزاد ایران، خبرگزاری ایسنا، 11 بهمن 1395). [5]
رد خواسته آمریکائیها و به علت عرق ملی، در حالی بود که نه تنها موحد خودش را صاحب سبک و ابتکاراتی در حوزه کشتی میدانست، بلکه سخت علاقهمند بود تا با بهانهای به کشتی -و البته در قامت مربیگری- باز گردد. البته او تا زمان درگذشتش مجبور شد تا همه آن گنجینهها را –علیرغم ارزشمندی فراوان در انتقال به نسلهای بعدی- در سینه خود نگهدارد؛ چون نه مربی تیم ملی کشتی آمریکا شد و نه به خواسته دیرینش یعنی مربیگری تیم ملی ایران رسید. موحد ضمن پرهیز دادن مخاطبان از تصور خودستایی او، میگوید:«من چیزهایی در کشتی بلد بودم که قبل از خودم ندیدم و بعد از خودم هم ندیدم»؛ گنجینههایی که نابغه کشتی ایران توانست با تلاش و کوشش و در طی دهها سال به دست آورد(مصاحبه عبدالله موحد با عنایت فانی، شبکه بیبیسی فارسی، 19 مهر 1390؛ حاتمی، 1392: 25).
اعجوبه کشتی ایران همواره از حسرت این آرزوی دیرین و در خدمت به فرزندان این آب و خاک یاد میکرد. او علاقهمند بود که در ایران بماند و تجربیات ذیقیمتش را به جوانان میهنش انتقال دهد. او در این خصوص میگوید:«من در کشتی نکاتی را میدانستم که اگر کس دیگری آن را یاد میگرفت، نمیگویم عالی میشد، ولی به او در زمینه مسابقات کمک میکرد. من دوست داشتم آنها را به ایرانیها یاد بدهم. زمانی که کشتی میگرفتم، همه فکرم این بود که اگر روزی کشتی را کنار گذاشتم، مربی شوم؛ حالا در هر سطحی، یک تیم باشگاهی یا ملی. چون اشتیاق معلمی داشتم»(حاتمی، 1392: 28).[6]
پهلوان موحد برای آنکه پرچم پر افتخار ایران در میادین جهانی به اهتزاز درآید و سرود پر افتخار آن نواخته شود، آسیبدیدگیهای جسمی فراوانی را متحمل شد. بهطور نمونه شست دستش حدود سه بار از جا درآمد و او مجبور به عمل جراحی گردید(مصاحبه با عبدالله موحد اسطوره کشتی آزاد ایران، خبرگزاری ایسنا، 11 بهمن 1395). علاوه بر این عضله دست ایشان نیز به علت عوارض ورزش قهرمانی پاره شد که تا زمان فوتش(10 اردیبهشت ماه 1405) این عارضه را با خود به همراه داشت(مصاحبه عبدالله موحد با خبرگزاری تحلیلی ایران (خبر آنلاین)، 8 فروردین 1391). ضمنا دو مقام قهرمانی او در جام معروف به آریامهر(1348-1350ش) در حالی به دست آمد که وی از ناحیه مینیسک دچار مصدومیت شدید بود(ر.ک. به: علی نیای نواسطی، 1398: 121). در مسابقات دهلی نو-هندوستان(1967) نیز مینیسکهای پای چپش پاره و دچار درد شدید شد. این درد به گونهای اذیتش میکرد که حتی در صدد بود از جدول مسابقات کنار بکشد. اما در نهایت عزم و اراده راسخ او بر شدت مصدومیت فائق آمد و حتی توانست به مدال طلای این مسابقات دست یابد. برای همین بعدها گفته است که این مدل طلای سوم را با خون دل به دست آوردم(همان: 124-125).
البته این رنجها و مرارتها بزرگترین حاصلش شادی دل میلیونها مردم جامعهای بوده که همواره بار غم و اندوه حاصل از حوادث تلخ تاریخی بر جان و روحش سنگینی میکرده است. در یک نمونه جالب آمده است که پس از آن که جوان کمنام و نشان بابلسری توانست شگفتیساز مسابقات جهانی منچستر شود، خیابانها برای او و قهرمانان دیگر چراغانی گردید، مردم اظهار شادی میکردند و سبد سبد گل به پای او و دیگر قهرمانان میریختند(همان: 124).
این ایثارها و جانفشانیها در حالی انجام میشد که متاسفانه حمایتهای مادی و معنوی از سوی دستگاههای حاکمیتی و متولیان امر ورزش در عصر پهلوی بسیار ناچیز بود. لذا صرفا عشق و علاقه به وطن و شاد کردن دل مردم،[7] عامل و مشوق اصلی در کسب افتخارات بینالمللی بوده است که البته خود ارزش زحمات و تلاشهای آنان را دو چندان نشان می داد. در همین خصوص موحد با بیان این مطلب که اگر چه کشتی، ورزش پولسازی نبوده و نیست، لیکن همیشه افتخارآفرین بوده است و اگر دستگاه ورزش افتخار میخواهد، باید به کشتی توجه کند. او به بخشی از این بیمهریها و عدم توجه به قهرمانان این عرصه اینگونه اشاره دارد:«البته الان بد نیست. من 13 دفعه در مسابقات مختلف اول شدم. باور کنید یکبار تیم ما اول شد 30000 تومان دادند به ما و یکبار در المپیک اول شدم 50000 تومان به من دادند»(مصاحبه عبدالله موحد با خبرگزاری تحلیلی ایران (خبر آنلاین)، 8 فروردین 1391)
سلطان کشتی آزاد ایران گرچه همواره از بیمهریها و ظلمهایی که اتفاقا در خانهاش نسبت به وی روا داشته شده، سخت گلهمند بود، لیکن نمی توانست عشق و ایمان خود را نسبت به همین خانه کتمان کند. سخنان او سرشار از عشق، علاقه و ارادات به ایران و نیز زادگاهش مازندران و بابلسر بود:«من این سرزمین را دوست دارم. من اهل این کشور هستم. اهل بابلسرم.[8] همیشه قدیم هم با من مصاحبه میکردند، اول میگفتم اهل بابلسرم؛ بعد ایرانیام... خوب من عقیده من این است که ما ایرانی هستیم. هرجا باشیم فرقی نمیکند. زیر همین پرچم همیشه میرویم». وی ضمنا با تصرف در بیتی از ابوالقاسم فردوسی شاعر شهیر ایرانی[که البته از وی به شاعر فیلسوف یاد میکند]، ارادت به میهن و نیز مردمش را به بیان نظم اینگونه بیان میدارد:«همه جای ایران سرای من است/ دل مردمم جایگاه من است»(مصاحبه امامعلی شعبانی با عبدالله موحد، 12آبانماه 1398).
موحد همواره اشاره دارد که هدف از رفتن به آمریکا صرفا برای تحصیل در مقطع دکتری تخصصی و آنگاه برگشت به ایران بوده است؛ تا بتواند به کشورش خدمت کند. او میگوید که خدمت کردن و بهخصوص معلمی را دوست داشته و دارد (مصاحبه عبدالله موحد با عنایت فانی،شبکه بیبیسی فارسی، 19 مهر 1390).
موحد حتی در مصاحبه با رسانههای خارجی و در قلب جهان غرب یعنی آمریکا و علیرغم همه تبعات و هزینههایی که ممکن بود برایش در پی داشته باشد، اعتراف داشته است که صرفا با هوای ایران -حتی در شهر آلوده تهران- سرفههایش قطع میشود:«من حقیقتا از صمیم قلبم میگویم. من خارج را هرگز دوست نداشتم. من ایران را از همه جا بیشتر دوست دارم. این هیچ تعارف و اینها نیست» و اصرار خانواده موجب ماندنم در آمریکا شده است(همان). در جای دیگر نیز میآورد که «من را اگر از دانشگاه بیرون نمیکردند، من امکان نداشت آمریکا بمانم؛ من می آمدم ایران»(مصاحبه امامعلی شعبانی با عبدالله موحد، 12آبانماه 1398).
نابغه کشتی ایران علیرغم اینکه 4 دهه در ایالت ویرجینیا و در خانهای با باغ سه هکتاری زندگی کرد، در آنجا به قول خودش و با صداقت همواره می گفت که«راحت نیست». او فراوان گفته است که «ایران را بر همه جا بیشتر دوست دارم». وی ایران را بر هر جای دیگر جهان ترجیح میداد. موحد بهترین جا را خانه خودش یعنی ایران میدانست(مصاحبه عبدالله موحد با خبرگزاری تحلیلی ایران (خبر آنلاین)، 8 فروردین 1391؛مصاحبه عبدالله موحد با عنایت فانی،شبکه بیبیسی فارسی، 19 مهر 1390).
در ایراندوستی موحد همین بس که او نه تنها از شکستن رکورد قهرمانی اش ناراحت نمیشد، بلکه از آن جهت که یک هموطنش رکوردش را بشکند، بسیار هم خوشحال میشد. پهلوان موحد حتی در کمال تواضع و مناعت طبع –البته ضمن توصیه به کشتیگیران جوان که هیچگاه ناامید نشوند- میگوید:«اميدوارم ساير کشتيگيران... تعداد مدالهايشان از من به قدري بيشتر شود که ديگر نامي از من باقي نماند». جالب اینجاست که او سخت بر این باور بود که هر مدالی که در کارنامه ورزشیاش گرفت و یا رکوردی که در دایره طلایی و در میادین جهانی به ثبت رساند، صرفا به خاطر کشور و مردمش بوده است. در همین راستا او معتقد بود که اگر مردم نسبت به او احترام ویژه قائلند و حتی میخواهند دستش را ببوسند، نه به خاطر او، بلکه به خاطر افتخاراتی است که وی برای کشورش به دست آورده است(مصاحبه عبدالله موحد با روزنامه شرق، شماره 1922، 17 دی ماه 1392).
کاپیتان موحد از این که با زحمت و تلاش برای کشورش افتخار کسب کرده است، بسیار خوشحال بود و حس خوبی داشت. علاقهمندی او به ایران و ایرانی به حدی بود که در مسابقات جام جهانی ویرجینیا، نه تنها به افتخار تیم ملی ایران در منزلش یک مهمانی بزرگ برگزار کرد، بلکه برای موفقیت تیم ایران هر کاری که از دستش برآمد، انجام داد(مصاحبه با عبدالله موحد اسطوره کشتی آزاد ایران، خبرگزاری ایسنا، 11 بهمن 1395). اسطوره کشتی ایران همچنین ضمن همراهی و تمرین با تیم ملی ایران در اردوهای خارجی، چند بار و در مقاطع حساس -از جمله زمان ریاست محمدرضا طالقانی- به ایران آمد، تا کمکی به وضعیت به همریخته تیم ملی کشورش کند. آرزوی وی نیز همواره این بود که جوانان ایرانی بدرخشند و در عرصههای بینالمللی مدال بگیرند. چون به باور او انسانهای زحمتکشی هستند(مصاحبه عبدالله موحد با خبرگزاری تحلیلی ایران (خبر آنلاین)، 8 فروردین 1391).
موحد که از علاقهمندان به هنر موسیقی ایرانی بود، ضمن میزبانی و پذیرایی از گروه مستان همای در مدت اجراء در ویرجینای آمریکا و به سال2008، در جمع آنان از اهمیت موسیقی ایرانی سخن گفت. او ورزش و موسیقی را بخشی از تعلیم و تربیت هر کشوری دانست. وی همچنین با ذکر این نکته که حتی موسیقی میتواند در رشد گلها و گیاهان موثر واقع شود، موسیقی را برای رشد و تعالی جامعه به مانند ورزش مهم توصیف کرد ( https://www.youtube.com/watch?v=Z4TrRmpx9QE).
در ۲۲ بهمن سال ۱۳۷۳ فدراسیون کشتی ایران تصمیم گرفت طی برگزاری مراسمی از مدال آوران المپیکی ایران تجلیل به عمل آورد. در این مراسم جهان پهلوانان امامعلی حبیبی و عبدالله موحد نیز حضور داشتند. پهلوان موحد که در آن زمان پر افتخارترین کشتیگیر تاریخ ایران بود، پس از بیست سال به وطن بازگشت و در این مراسم حضور یافت(کیهان ورزشی، 1373،ش 2078-2061).
منابع و مآخذ
- مصاحبه امامعلی شعبانی با عبدالله موحد، 12آبانماه 1398
-مصاحبه با عبدالله موحد اسطوره کشتی آزاد ایران خبرگزاری ایسنا، 11 بهمن 1395
-مصاحبه امامعلی شعبانی با منصوره شفیقی، 14 تیرماه 1399
- مصاحبه عبدالله موحد با خبرگزاری تحلیلی ایران (خبر آنلاین)، 8 فروردین 1391
- مصاحبه عبدالله موحد با روزنامه شرق، شماره 1922، 17 دی ماه 1392
- مصاحبه عبدالله موحد با عنایت فانی،شبکه بیبیسی فارسی، 19 مهر 1390
- کیهان ورزشی، 1373،ش 2078-2061
- علی نیای نواسطی، نادیا (1398)، افتخار آفرینان ایران در المپیک، قم: امام همام.
- حاتمی، سارو، «عبدالله موحد؛ نابغه دایره طلایی»، ماهنامه چشمه توسعه، سال پنجم، ش 45، اردیبهشت 1392، صص24-29.
https://www.youtube.com/watch?v=ZrRmpx
امامعلی شعبانی و حیدر جانعلیزاده (اعضای هیات علمی دانشگاه مازندران)
[1]. فرزندان و نوادگان پهلوان موحد در عرصه ورزش صاحب افتخاراتی در ایالات متحده آمریکا هستند(مصاحبه با عبدالله موحد اسطوره کشتی آزاد ایران خبرگزاری ایسنا، 11 بهمن 1395؛ مصاحبه امامعلی شعبانی با منصوره شفیقی، 14 تیرماه 1399).
[2]. پهلوان موحد پس از زلزله مهیب و فاجعهبار بم(1382) به کمک هموطنان خود شتافت و نشان داد که همیشه قلبش در خانهاش ایران میتپد. او از جمله کسانی بود که با حمایتهای مادی و معنوی سعی کرد تا قدمی در مرهم نهادن بر زخمهای آسیبدیدگان بردارد(مصاحبه با خبرگزاری تحلیلی ایران (خبر آنلاین،) 8 فروردین 1391). وی علاوه بر این معمولا به هموطنان ایرانیاش که در آمریکا نیاز به حمایتهای مادی و معنوی -بهویژه در امور درمانی- داشتند، یاری میرساند(ر.ک. به: حاتمی، 1392: 28). البته موحد همواره پرهیز دارد تا از کارهای خیرخواهانهای که در طول عمر خود انجام داده است، سخن به میان آورد.
[3]. ظاهرا در ویرجینیا(مصاحبه عبدالله موحد با عنایت فانی، شبکه بیبیسی فارسی، 19 مهر 1390).
[4]. گیمبل -از سرمربیان سرشناس تیم ملی کشتی آمریکا- نیز در این دیدار حضور داشته است(مصاحبه عبدالله موحد با عنایت فانی، شبکه بیبیسی فارسی، 19 مهر 1390).
[5]. آمریکائیها و شخص کوچ -سرمربی تیم ملی کشتی آمریکا- ظاهرا پیشتر از آن و در سالهای 1962 و 1966 نیز به سراغ مرد اسطورهای تاریخ کشتی ایران رفتند و از او خواستند تا به این کشور رفته و در تربیت تیم ملی آمریکا کمک کار او باشد. حتی مشوقهای مالی خوبی را مطرح کردند. اما پهلوان موحد ضمن جواب رد بر سینه آنان، این گونه بیان داشت که«احتیاجی به این چیزها ندارم»(مصاحبه عبدالله موحد با خبرگزاری تحلیلی ایران (خبر آنلاین)، 8 فروردین 1391).
[6]. فوق ستاره کشتی جهان در خصوص حضور یزدانی خرم -رئیس فدراسیون کشتی- در آمریکا و دعوت از او برای مربیگری تیم ملی، معتقد بود که دیگر خیلی دیر شده بود و با توجه به بالا رفتن سنش، دیگر حوصله و اشتیاقی برای این امر وجود نداشته است(مصاحبه با عبدالله موحد اسطوره کشتی آزاد ایران، خبرگزاری ایسنا، 11 بهمن 1395؛ مصاحبه عبدالله موحد با عنایت فانی،شبکه بیبیسی فارسی، 19 مهر 1390). ضمن آنکه این پهلوان شاعر به طعنه اشاره به این شعر دارد که: زبان بریده به کنجی نشسته صم بکم / به از کسی که زبانش باشد اندر حکم(حاتمی، 1392: 28).
[7]. قهرمان المپیک بارها گفته است همواره اشتیاق و محبت مردم و علیرغم همه نامهربانیهای رسمی، برای روح ناآرامش بهعنوان یک مسکن عمل کرده است(حاتمی، 1392: 26).
[8]. موحد در توصیف بابلسر و میزان عشق و علاقه بدان بارها گفته است که«وقتی که در زادگاهم هستم، بیشتر از هر جای دیگری لذت میبرم. خاطرات قدیمی و بچگی را دوست دارم...[گاهی] چشمم را میبندم و خودم را لب دریای بابلسر میبینم»(حاتمی، 1392: 28).